








![]()

![]()

![]()


![]()
کافه سیگار
بهانه ای برای نظم بخشیدن به افکار . . .
بهانه ای برای نظم بخشیدن به پارادوکس طپش های قلب...
بهانه ای برای تقویت روحیه . . .
و در آخر بهانه ای برای کشیدن سیگار

کوچه های کودکی ام را قدم میزنم
اما به جای دست مادرم
سیگار به دست دارم
و جای شوق کودکانه
گذشته را اندوه امروز فرا گرفته
دیگر پاهایم نای رفتن ندارند.

برچسبها: سیگار, یه نخ, تنهایی و یه نخ سیگار, کافه سیگار, ته سیگار
صحبت از نام مکن صحبت جام است اینجا
هر چه گویند به جز باده حرام است اینجا
حرمت جام نگهدارکه صدچون جمشید
دست برسینه ،کمر بسته غلام است اینجا
درسرت گرهوس عالم قدس است بیا
کان همه بعد مسافت دوسه گام است اینجا
تا می و میکده و ساغر وساقی باقیست
حوری و کوثر و فردوس کدام است اینجا
گوشه ی میکده خلوتکده ای طاعت ماست
پیر رندان خرابات امام است اینجا
منشین طایر دل، از سرعالم برخیز
که جهان دانه و جان حلقه ی دام است اینجا
دعوی فضل ز نقص است در اینجا شب خیز
چون به یک ساغرمی کار تمام است اینجا
برچسبها: بدمستی, میخانه, می و ساقی, بدمستی در کافه سیگار, میخانه کافه سیگار
تـا شب زلـف تـو سرفـصل غـزل خوانیهـاست
زنـدگـینـامه ی مـن شـرح پـریـشانیهـــــاست
بــــا تــــو مــن پـنـجـــرهای روبــه طـراوت دارم
كــه بـهـار نـفـسش گـرم گـل افـشانـیهـاست
طـعـم تـصنـیـف تــو در بـــــاور بـلـبـل پـیـچـیـد
كـه سـحر تـا بـه سـحر محو غزل خوانیهاست
از تــو روزی خــبـــــری داد نــسیـمی و هــنــوز
كـــوچــه نــورانـی انــبــوه چـراغــانیهـــــاست
زورق شـعر مـن از چـشم تــو بــیـرون نــــــــرود
رام دریــا نــشدن مـنــطق طــوفــانــیهــاست
مـن بـه كــفـری كــه تـو پــیغـمـبر آنـی شـادم
گـرچـه دنــیا پـر انــواع مـسلـمانــیهـــــــــاست
آی مــجــنون خــیــابـــان ســلامــت بـــــــرگرد
عشق حسی است كه مخصوص بیابانیهاست
مــن در آغــوش سلامت گــل بـاغـی نــشدم
ایــن غـزلهــا هــمه پــرورده ی ویـرانیهاست
"حسن دلیری"
برچسبها: عشق, دوست داشتن, عاشقانه, دلشکستگی, عاشقانه هایی از جنس تنهایی یه دوست
اگر مي خواهيد احساسات حقيقي شنونده خود را دريابيد،
درست در صورت وي بنگريد،
چون او مي تواند كلمات را در فرمان خود داشته باشد،
ولي قيافه و چهره به اين آساني
در فرمان او قرار نمي گيرد.
((چستر فيلد))
برچسبها: حرفهای به یاد ماندنی, حرفهایی از جنس زندگی, جمله های زیبا, حرفهای سیگاری, سخنان زیبا
هی می گی شکست خوردی تو زندگی
فایدش چیه این مردگی
میگی از خودم سیر شدم
دیگه خیلی دلگیر شدم
اسیر تنهایی شدم
من می گم حرف دیگه تو بگو
از گذشته ها تو نگو
به خودت امید بده آینده رو نوید بده
حتما توش حکمتی بوده
این قسمت عشقت بوده
برچسبها: تنهایی, کلبه تنهایی, تک و تنها, تک و تنها در کافه سیگار, تنهایی من در کافه سیگار
او هنوز روسری "آبــی" میپوشد !!!!
و من سیگار فیلتر "قــرمز" میکشم !!!
چه شهر آورد بزرگیست !

برچسبها: سیگار, یه نخ, تنهایی و یه نخ سیگار, کافه سیگار, ته سیگار
مــا را که به جز توبه شکستن هنری نیست
بــا زاهــد بی مایـــه نشستن ثمـری نیست
برخیـــز جز این چاره نداری که در این جـــــــا
جز جام می و مطرب و ساقی خبری نیست
مـا خانه به دوشیـــــم مـا بـــــاده فروشیـــــم
جـــز بـــــــــاده ننوشیـــــم، ننوشیـــــم، ننوشیـــــم
ما حلقه به گوش، حلقه به گوش، حلقه به گوشیم
در کلبـــه مــا سفره ارباب و فقیرانــــه جــــدا نیست
در حلقه ما جنگ و نزاعی به سر شاه و گدا نیست
ما مطرب عشقیم
در کعبه ما جنگ رسیدن به خدا نیست
ای زاهـــد دیوانـــه وا کن در میخانـــه
می زن دو سه پیمانه که ناخورده می و رفته ز هوشیم
باده بده، باده بده، باده بنوشیم
برچسبها: بدمستی, میخانه, می و ساقی, بدمستی در کافه سیگار, میخانه کافه سیگار
هر شب فـزاید٬ تـاب و تـب من
وای از شـب من٬ وای از شـب من
یـا من رسانـم٬ لـب بر لـب او
یـا او رسانـد٬ جـان بر لـب من
استـاد عـشـقـم٬ بـنشیـنی و بـرخـوان
درس مـحبت٬ در مکـتب من
رسم دو رنـگی٬ آئـین مـا نـیست
یـکـرنـگ بـاشد٬ روز و شـب من
گـفـتم رهی را٬ کـامشب چـه خـواهی؟
گـفت آنـچه خـواهـد نـوشـین لـب من
برچسبها: عشق, دوست داشتن, عاشقانه, دلشکستگی, عاشقانه هایی از جنس تنهایی یه دوست
مرز عشق این روز ها شباهت زیادی به آدامس داره:
اول شیرین...
بعد دوست داشتنی...
سپس تکراری
و در آخر دورانداختنی!!!!
برچسبها: حرفهای به یاد ماندنی, حرفهایی از جنس زندگی, جمله های زیبا, حرفهای سیگاری, سخنان زیبا
سنگ ، کاغذ ، قیچی
چقدر این روزها معنی دارند !!!
تو که سنگ شدی ،
کاغذی که حرف هایم خطخطی اش می کنند
و قیچی ،
که با آن سعی میکنم
جایت را در خاطراتم خالی کنم ...
برچسبها: تنهایی, کلبه تنهایی, تک و تنها, تک و تنها در کافه سیگار, تنهایی من در کافه سیگار
ابر
دودِ سیگارِ مردی ست
که حرف هایش را می خورد
و بعد فوت می کند ...
غم که زیاد باشد
باران می بارد .

برچسبها: سیگار, یه نخ, تنهایی و یه نخ سیگار, کافه سیگار, ته سیگار
اینجا شعر ناب سرو میشود،
منباب مستی بیشتر بـا قدح
سرازیر شوید نه پیاله.
تا میتوانید بیوقفه سر بکشید،
اجازه دهید وزن، آهنگ، کلمات،
ذره ذره در رگهایتان بالا بروند.
آنگاه پی خواهید برد که چه بینهایت
لذت و خوراکی شیرینی است
ادبیات برای روح و سلولسلول بدنتان ...
برچسبها: بدمستی, میخانه, می و ساقی, بدمستی در کافه سیگار, میخانه کافه سیگار
وقتی همه چیز روبراه است که امیدواری معنا ندارد ،
امید زمانی ارزشمند است که همه چیز در بدترین شرایط است؛
پس
هیچ وقت نا امید نشو ،
بویژه در اوج تاریکی و تنهایی و تلخی ...
.
.
.
... به حباب نگران لب یک رود قسم ،
و به کوتاهی آن لحظه ی شادی که گذشت،
غصه هم میگذرد ،
آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند .
لحظه ها عریانند ،
به تن لحظه ی خود ، جامه اندوه مپوشان هرگز ...
.
.
.
طولانی ترین قصه های پرغصه نیز ، بالاخره به پایان خواهند رسید؛
با چشمانی پر امید ، صبری لازم است ...
هیچ آسمانی نیز همیشه ابری نخواهد ماند.
.
.
.
زندگی میکنم ...
حتی اگر بهترین هایم را از دست بدهم!!!
چون این زندگی کردن است که بهترین های دیگر را برایم میسازد
بگذار هر چه از دست میرود برود؛ من آن را میخواهم که
به التماس آلوده نباشد، حتی زندگی را(چگوارا)
برچسبها: حرفهای به یاد ماندنی, حرفهایی از جنس زندگی, جمله های زیبا, حرفهای سیگاری, سخنان زیبا
تو را حس ميكنــــــم هر دم!!
كه با چشمان زيبايــــــت مرا ديوانه ام كــــردي
من از شــــــــوق تماشايت
نگــــــــاه از تو نمي گيرم...
تو زيباتر نگاهم ميكــــــــني اين بار
ولي افســـــــوس...
اين رؤياست...تمام آنچه حــــــــــس كردم
تمام آنچه مي ديـــــــدم
تو با من مهــــــــربان بودي...
و اين رؤيا چه زيبـــــــــا بود
ولي افســـــوس...
كه رؤيا بود...!!!
برچسبها: عشق, دوست داشتن, عاشقانه, دلشکستگی, عاشقانه هایی از جنس تنهایی یه دوست
از دسـتــــــــَــــم رفـتی ...
..... کـاش
!! از دلـــــــَـــــم هم می رفتی...
برچسبها: تنهایی, کلبه تنهایی, تک و تنها, تک و تنها در کافه سیگار, تنهایی من در کافه سیگار
کسی چه می داند؟!!! از مادرهایی که به تنهایی بار همه مشکلات
رو به دوش میکشند...یک لحظه با خودت فکر کردی واقعا این درد
چه تحملی میخواهد...آن هم زیر این همه نگاه سنگین باز همه چیز
را به نیش می کشد،خسته هم میشود اما دست نمی کشد...
فقط یک بار هم که شده توی زندگیت تصور کن جایگاه این مادران را
و خودت را جای آنها بزار...واقعا چه حسی بهت دست میده؟!!!
آری این است قصه مادران پولادی...
"یادی از مادران تنها و درمانده"
-کافه سیگار-

برچسبها: دود سیاست, سیاست دودی, سیاست کافه سیگار





